شمس الدين محمد كوسج

مقدمه 21

برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )

نموده . و اين مرد شاعر يعنى ابو على محمّد بن احمد بلخى مىگويد كه كيومرث سه هزار سال كه هزار سال‌هاى [ هزاره‌هاى ] حمل و ثور و جوزا باشد در بهشت درنگ كرد سپس به زمين هبوط نمود و سه هزار سال ديگر كه هزار سال‌هاى سرطان و اسد و سنبله است به‌طور امن و امان در زمين گذرانيد . . . « 1 » برخى از پژوهشگران حماسهء ملى ايران ، اين شاهنامه را همان شاهنامهء ابومنصورى و برخى ابو على بلخى را دقيقى طوسى مىدانند . مرحوم تقىزاده و بهار احتمال داده‌اند كه وى همان ابو المؤيد بلخى باشد . اين گمان‌ها براساسى نيست . ( در اين‌باره رجوع شود به : دانشنامهء ايران و اسلام ، ج 7 ، ص 1073 ) شاهنامهء ابومنصورى شايد معروف‌ترين شاهنامه‌اى باشد كه پيش از نظم شاهنامهء فردوسى ، به دستور ابو منصور پسر عبد الرّزاق طوسى در 346 ق . فراهم آمد . خوشبختانه ديباچهء اين كتاب باقى مانده و از رهگذر آن مىتوان به چگونگى گردآورى و تنظيم اين شاهنامه پى برد . فردوسى در ابيات آغاز شاهنامه به « نامه » اى اشاره مىكند كه به دستور « پهلوانى دهقان‌نژاد » گردآورى شده است و بنابر نظر عموم پژوهندگان شاهنامه مراد فردوسى همان شاهنامهء ابومنصورى است كه فردوسى بر پايهء آن شاهنامه را مىسرايد : يكى نامه بود از گه باستان * فراوان به دو اندرون داستان پراگنده در دست هر موبدى * ازو بهره‌اى نزد هر بخردى يكى پهلوان بود دهقان‌نژاد * دلير و بزرگ و خردمند و راد پژوهندهء روزگار نخست * گذشته سخن‌ها همه بازجست ز هر كشورى موبدى سالخورد * بياورد كاين نامه را ياد كرد « 2 » گفتار فردوسى درست مطابق است با آنچه در مقدمهء اين شاهنامه آمده است ، يعنى ، ابو منصور ( پهلوانى دهقان‌نژاد ) موبدانى را ، كه نامشان در مقدمه مذكور است ، گرد

--> ( 1 ) . آثار الباقيه ، ص 142 . ( 2 ) . شاهنامه ، چاپ مسكو ، ج 1 ، ص 21 .